شهید حمید رضا اسداللهی

شهید حمید رضا اسداللهی با وجود دو فرزند به اسم های محمد و احمد تصمیم می گیرد برای دفاع از حریم انقلاب اسلامی به سوریه برود…

به یکی از دوستانش در آخرین لحظات قبل از اعزام به سوریه می گوید: برو بلیط هواپیما بگیر برای سفر به مشهد…

در آخرین لحظات در پیشگاه مادر مهربان امت، در حرم امام رضا (ع) وصیت نامه خود را می نویسد…

  • سوابق :
  • محقق و پژوهشکر حوزه آینده پژوهی
  • کارمند اورژانس
  • قاری برجسته قرآن کریم
  • پاسدار انقلاب اسلامی
شناسه محصول: 014 دسته:

توضیحات

دوستش می گفت: بخاطر اینکه چند سال از ازدواج ما می گذشت و بچه دار نشده بودیم ، از دیگران خیلی زخم زبان شنیدیم و از اینکه می دیدیم دیگران صاحب فرزند شدند و ما هنوز فرزند دار نشده ایم خیلی دل شکسته بودیم…
یک روز رفتم سر مزار حاج حمید و شروع کردم باهاش دعوا کردن…
گفتم حمید خیلی بی معرفتی، رفتی اون ور و یک نگاهی هم به ما نمی کنی…
بعد اومدم خونه بهش گفتم حمید من قرآن رو باز می کنم تو بهم بگو چرا بچه دار نمیشم؟….
وقتی قرآن رو باز کردم ، انگار اون آیات فقط برای من نازل شده بود…
آیات ۱۳۰ تا ۱۳۲ طه اومده بود….
من کاملا جوابم رو گرفتم…
چند وقت بعد طبق وعده حمید رضا صاحب یک پسر شدیم….

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “شهید حمید رضا اسداللهی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *