فرمانده صیّاد

شهیدی که امام او را از رفتن به خط مقدم منع کرده بود و با معجزه برای امام زنده ماند

#شهید_سپهبد_علی_صیاد_شیرازی

صیاد تا سال ۶۵ فرمانده نیروی ارتش بود و در این مدت همراه با محسن رضایی فرماندهی جنگ را به عهده گرفته بودند بزرگترین و موفق ترین عملیات های طول جنگ حاصل هم فکری و اتحاد این دو بود که امام سنگ بنایش را گذاشت.
محسن رضایی می گفت:
بعضی وقت ها خیلی شرایط برای ما دو نفر سخت می شد گاه ۲۵ روز تا یک ماه تمام در یک قرارگاه بودیم و غذا و خوراک ما را می آوردند گاه از قرارگاه بیرون می آمدیم و می رفتیم و خط ها و جبهه ها را می دیدیم.
بعد از عملیات رمضان خدمت امام رفتیم امام متوجه شدند که چقدر فشار و سختی روی ما هست دست من و صیاد را گرفت در دست خودش و فشار داد، فشار محبت آمیز…

خود سپهبد صیاد شیرازی تعریف می کرد:
من و آقای رضایی بعد که خداحافظی کردیم که برویم امام به ما فرمود: شما دو نفر آن جایی که لازم نیست نروید!!

ما به هم نگاه کردیم چون همه جا می رفتیم و این هم از ماسلب شد کمی دلمان اندوه گرفت ولی تکلیف بود و باید انجام می دادیم…
در عملیات بعدی من تا نزدیک خط آمدم..آتش، خیلی سنگینی داشت و همان جایی بود که امام فرمود: نروید…

آمدم برگردم یک دفعه دیدم شهید ردانی پور گفت: برادر صیاد چیه؟؟!
گفتم: هیچی گفته شده که بچه ها آمدند عقب و خط ها خالی است…
گفت: نخیر من خودم خط ها را دیدم تو هم می خواهی بیا ببین…
یک جوری گفت که خجالت کشیدم بگویم امام گفته نروید….
آمدیم خط سوم دیدیم کنار تانک نفربر ۳ نفر ایستادند و پیوسته خمپاره۶۰ می آمد و من وحشت زده شده بودم..

یک دفعه احساس کردم یک خمپاره به سمت من می آید..
خواستم بپرم توی سنگر، خمپاره زودتر خورد به زمین و رفت داخل رمل و منفجر نشد..!!

دیدم دستی خورد به پشتم، شهید ردانی پور بود گفت: خط را دیدی؟!
گفتم: بله…
گفت: اینجا دیگر جای شما نیست سریع برو….

توسط | ۱۳۹۶-۱۲-۲۳ ۲۰:۳۸:۳۶ +۰۳:۳۰ ۲۳ام اسفند, ۱۳۹۶|دسته‌بندی نشده|بدون دیدگاه

درباره نویسنده:

دیدگاه خود را بنویسید