شعری در وصف شهید زاده اکبر

در خط هزار لاله شهر بهشت
من باز عروج یک برادر دیدم
آنجا که سبک بال به پرواز آمد
من سرخی بال یک کبوتر دیدم
گویی که هنوز صحنه کربلاست
در معرکه لاله های بی سر دیدم
یک تن که به خون فتاد و گلگون گردید
بسیار فداییان دیگر دیدم
هر گل که ردای سرخ خون بر تن کرد
بسیار به رنگ او برابر دیدم
اندر صف پیکار خروشید شهید
ویرانه از او کاخ ستمگر دیدم
هر جا به افق نظاره کردم این بار
سیمای «علی زاده اکبر» دیدم
بابا به سر جنازه اش بود چو کوه
ایستاده و سرفراز مادر دیدم
از خواهر و از برادر و خویشاوند
هر یک به دلاوری زهم سر دیدم
جانبازی و عاشقی و در خون خفتن
پیمان شماست، من مکرر دیدم
در خط هزار لاله شهر بهشت
من باز عروج یک کبوتر دیدم

 

شاعر: یکی از همرزمان شهید

توسط | ۱۳۹۶-۱۲-۱۹ ۲۰:۲۰:۲۴ +۰۳:۳۰ ۱۹ام اسفند, ۱۳۹۶|اشعار|بدون دیدگاه

درباره نویسنده:

دیدگاه خود را بنویسید